تبليغاتX
`*•.¸¸ عاشقانه ها ¸¸.•*`

عشق چیه ؟ عشق مثل یه دره عمیقه !

 تو راه عشق یکی باید پل بشه یکی هم عابر پل .

 ولی اونی که عابر پل و از پل رد میشه هیچوقت نمی فهمه، کی براش پل شده تا به خوشبختی برسه و

 اونی که توی این راه دلش اروم و قرار میگیره اون پلست،

 با این که ازش میگذرن ولی دلخوشه که برای عشقش پلی شده که اونو به سعادت میرسونه




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:13 توسط .:. لیلی .:.


 

گوش کن
یک نفر
آنطرف پنجره بسته
تو را می خواند
و نسیم

لای این پرده آویخته را می کاود
تا تو را دریابد

نور خورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است

لب درگاه تو
در یک قدمی می ماند

قلب این پنجره از دست غم پرده
به تنگ آمده است

پرده را برداریم
دل این پنجره را باز کنیم

تا که آن نور سپید
به سلامی آرام

لب این قفل گره خورده به چشمان تو را باز کند

گوش کن
یک نفر در تو
تو را می خواند
و خدایت آرام
در دل تنگ تو
آهسته تو را می کاود

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 15:57 توسط .:. لیلی .:.


         

                         

      




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 19:44 توسط .:. لیلی .:.


 

 

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم

 

چگونه دل اسيرت شد

 

قسم به شب نمي دانم

 

تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي

 

و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

 

تو دريايي تريني آبي و آرام و بي پايان

 

و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

 

تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف

 

و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم

 

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته

 

به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

 

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار

 

و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 2:15 توسط .:. لیلی .:.


 

ميــدانم اين روزهـــا پر از دلتنـــــگي مني!

 

خودخـــــواهي نميــــکنم بـــــاور کـــن مـــن از تو لبريزتر از دلتنـــگي ام

 

و تنـــها اميـــد دســـت هاي تنـــهاي مـــــــــن ،نفســهاي گـــرم

 

 تـــوست که مــــرا گرم ميکند

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 14:31 توسط .:. لیلی .:.


وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره

 

وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

 

وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه

 

وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي روکه توي

 دلت يه کلبه ساخته وقتي چشمات تهي از تصويرم شدبه ياد بيار

کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه

وقتي به انگشتات نگاه کردي

 به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:39 توسط .:. لیلی .:.



 

نميدانم در دلشان چه مي گذرد

 

همه ي ليلي ها را مي گويم

 

ولي

 

اين ليلي بد جور دلتنگ است

 

چشمانش منتظر

 

پشت اين آياهاي خاكستري

 

گاه و بي گاه باراني ست

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 0:25 توسط .:. لیلی .:.


يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد

 

 مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ،

 

لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت ، و بعد هر چه بادا باد :

 

مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شوي ،

 

و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ...

 

 يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد ،

 

 من هر روز مي بوسمت

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:16 توسط .:. لیلی .:.


 

  سلام ثانیه های عاشقانه

سلام ای فصل پر ترانه

سلام

من منتظرت بودم

منتظر عاشقانه گفتنهایت

منتظر بودم

از عاشقانه های غروب تابستان برایم بگویند

از آغوش های گرم

از بوسه های شرم

من بیصبرانه انتظار ترانه ی آسمانت را میکشم

این بار آسمانت مرثیه نخواهد خواند چون گذشته ها

این بار دیگر نه من دینی به آسمانت دارم و نه آسمانت دینی به من

منتظربودم تا بیایی و عاشقانه عاشقت شوم

عاشقانه عاشقم شوی ای فصل عشق

عاشقانه، همین

بزم زیبایی میشود

آسمانت با عاشقانه هایش ، من بادلم ، تو و برگهای هزار رنگت

کلی وقت داریم تا از همه ی آنها برایم بگویی

لحظه های دیدار هم

غروبهای پر ترانه ی آسمان

میعادگاهمان

کوچه باغ قصه گو

میدانی که کجاست؟

زیر همان بید عروسی که با او پیمان عشق بستم

راستی امسال خدا و فرشتگانش هم کنارمان هستم

از خدا خواستم تا نگاهبان عشقمان باشد

منتظرم باش




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 0:9 توسط .:. لیلی .:.


 

 

تو بگووقتي که خواب بوديم

 

 چه کسي مداد رنگيش را برداشت

 

 و فاصله ها رو پر کرد




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 2:19 توسط .:. لیلی .:.